<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های کارآفرینی و نوآوری</title>
    <link>https://journal.iransaei.ir/</link>
    <description>پژوهش های کارآفرینی و نوآوری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 16 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 16 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل مضمون موانع مردمی‌سازی اقتصاد با هدف ارتقای سطح مشارکت شهروندان</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_219278.html</link>
      <description>هدف: مردمی‌سازی اقتصاد مستلزم مشارکت و توانمندسازی افراد جامعه برای کمک به رشد و توسعه اقتصادی است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی موانع مشارکت مردمی در نظام اقتصادی ایران و ارائه راهبردهایی جهت ارتقای سطح مشارکت شهروندان در نظام اقتصادی کشور بود.&#13;
روش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل مدیران اجرایی، صاحب‌نظران برجسته، خبرگان دانشگاهی و افراد آگاه به موضوع پژوهش بود. حجم نمونه بر اساس قاعده اشباع نظری تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود. داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از روش کدگذاری باز و فرایند شش‌مرحله‌ای براون و کلارک تحلیل شدند. همچنین، روایی، اعتباربخشی، صحت و استحکام داده‌ها بر اساس معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا مورد تأیید قرار گرفت و پایایی پژوهش نیز از طریق روش بازآزمون بررسی و تأیید شد.&#13;
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که موانع مردمی‌سازی اقتصاد شامل ۹۱ مضمون پایه، ۲۹ مضمون سازمان‌دهنده و ۸ مضمون فراگیر است. این مضامین فراگیر عبارت‌اند از: موانع اقتصادی، موانع ساختاری، موانع قانونی، موانع آموزشی و مهارتی، موانع فرهنگی، موانع سیاسی، موانع اجتماعی و موانع زیست‌محیطی و بلایای طبیعی. به‌زعم مشارکت‌کنندگان، موانع اقتصادی و ساختاری مهم‌ترین موانع فراروی مردمی‌سازی اقتصاد محسوب می‌شوند.&#13;
نتیجه‌گیری: در نهایت، الگوی موانع مشارکت شهروندان در نظام اقتصادی ایران ارائه و راهبردهایی جهت ارتقای نرخ مشارکت مردم در فعالیت‌های اقتصادی و جهش تولید پیشنهاد شد. نتایج این پژوهش می‌تواند به کارآفرینان، مدیران و سیاست‌گذاران اقتصادی در راستای سیاست‌گذاری اثربخش و رفع موانع مشارکت مردم در توسعه و رونق اقتصادی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی محرک‌های هم‌رقابتی در صنعت ICT ایران با تأکید بر فناوری‌های نوظهور، رگولاتوری و منابع مشترک</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_232011.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین محرک‌ها و چالش‌های هم‌رقابتی در صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات (ICT) ایران انجام شده است. تمرکز پژوهش بر نقش فناوری‌های نوظهور، چالش‌های رگولاتوری و اشتراک منابع استراتژیک است، با توجه به اینکه صنعت ICT در ایران، به‌عنوان یک کشور در حال توسعه، تحت تأثیر فشارهای محیطی، نهادی و فناورانه، الگوهای خاصی از هم‌رقابتی را تجربه می‌کند.روش‌شناسی: پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و روش تحلیل رویداد بهره گرفته است. جامعه آماری شامل مدیران ارشد و کارشناسان راهبردی از شرکت‌های فعال در صنعت ICT ایران بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند، 12 نفر از آن‌ها انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته پیرامون 10 رویداد کلیدی هم‌رقابتی جمع‌آوری شد و با نرم‌افزار NVivo 12 در سه مرحله کدگذاری تحلیل گردید. برای اعتبارسنجی، از روش‌های توافق بین‌کدگذاران، بازبینی اعضا و مثلث‌سازی داده‌ای استفاده شد.یافته‌ها: تحلیل داده‌ها منجر به استخراج 150 کد اولیه و در نهایت شناسایی 8 تم اصلی شد که نشان‌دهنده محرک‌های کلیدی شکل‌گیری هم‌رقابتی در صنعت ICT ایران هستند. این تم‌ها عبارت‌اند از: 1) اشتراک زیرساخت و افزایش بهره‌وری، 2) تسریع ورود به بازار، 3) چالش‌های رگولاتوری، 4) توسعه بازار، 5) ایجاد مزیت رقابتی، 6) جذب حمایت‌های دولتی، 7) کاهش ریسک و 8) دسترسی به فناوری‌های نوین. یافته‌ها نشان می‌دهند که هم‌رقابتی در ایران بیشتر یک واکنش به محدودیت‌های محیطی و نهادی است تا یک استراتژی فعال و اغلب در بستر فشارهای بیرونی شکل می‌گیرد.نتیجه‌گیری: پایداری هم‌رقابتی در صنعت ICT ایران مستلزم تدوین چارچوب‌های حقوقی و نهادی شفاف، تسهیل دسترسی به مشوق‌های دولتی و شکل‌گیری نهادهای میانجی بی‌طرف برای مدیریت تضاد منافع و افزایش اعتماد بین‌سازمانی است. بدون این زیرساخت‌ها، هم‌رقابتی در ایران در سطحی ناپایدار و کوتاه‌مدت باقی خواهد ماند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهنمای مدل رشد فرآیند استارت‌آپ مبتنی بر شایستگی‌های منتور و منتی</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_223017.html</link>
      <description>هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدل رشد فرآیند استارت‌آپ مبتنی بر شایستگی‌های منتور و منتی بود.&#13;
روش‌شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از روش کدگذاری اشتراوس و کوربین تحلیل شدند. واحد تحلیل پژوهش شامل استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهای مستقر در شتاب‌دهنده‌ها و مراکز رشد خراسان رضوی بود. با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند همگن، 25 کسب‌وکار برای تحلیل عمیق اکتشافی انتخاب شدند و اشباع نظری حاصل شد. بر اساس فرآیند کدگذاری سه‌مرحله‌ای اشتراوس و کوربین (که در این پژوهش به‌صورت دو مرحله‌ای اجرا شد)، در مرحله کدگذاری باز، 96 مفهوم از مصاحبه‌ها و مبانی نظری استخراج گردید. پس از بررسی و برقراری ارتباط میان مفاهیم، 25 مضمون و 5 بُعد شناسایی شد. در مرحله کدگذاری محوری نیز مدل رشد فرآیند استارت‌آپ طراحی و تحلیل گردید.&#13;
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که در مرحله ایده‌پردازی و کشت، 6 شایستگی منتور در کنار 5 شایستگی منتی منجر به شکل‌گیری مدل کسب‌وکار مطلوب با 3 ویژگی اصلی می‌شود. همچنین برای تبدیل مدل کسب‌وکار مطلوب به ایجاد کسب‌وکار و ورود رقابتی به بازار، 7 شایستگی منتور در مراحل راه‌اندازی، رشد اولیه و رشد پایدار، همراه با 4 شایستگی منتی، نقش مؤثری ایفا می‌کنند. بر این اساس، چارچوبی از شایستگی‌های موردنیاز برای هر مرحله از فرآیند استارت‌آپ تدوین شد.&#13;
نتیجه‌گیری: چارچوب پیشنهادی می‌تواند به‌عنوان الگویی راهبردی برای بنیان‌گذاران استارت‌آپ‌ها و راهنمای عملی آنان مورد استفاده قرار گیرد. این چارچوب به کارآفرینان کمک می‌کند تا منتورهایی متناسب با شایستگی‌های موردنیاز هر مرحله از فرآیند استارت‌آپ انتخاب کنند و همچنین با شایستگی‌هایی که منتی‌ها باید در هر مرحله دارا باشند، آشنا شوند. افزون بر این، زمینه برنامه‌ریزی برای تقویت شایستگی‌های موجود و توسعه شایستگی‌های موردنیاز را فراهم می‌سازد. در نهایت، این امر می‌تواند به تداوم چرخه حیات استارت‌آپ، حفظ مزیت رقابتی، موفقیت بلندمدت و رشد پایدار آن کمک شایانی نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر ویژگی‌های کارآفرینان بر عملکرد مالی با توجه به نقش میانجی انعطاف‌پذیری مالی (مورد مطالعه : مدیران کسب و کارهای نوپا در سطح شهر مشهد)</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_235815.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش بررسی تاثیر ویژگی‌های کارآفرینان بر عملکرد مالی با توجه به نقش میانجی انعطاف‌پذیری مالی بود.&#13;
روش: تحقیق از جهت هدف، کاربردی، از جهت جمع آوری داده‌ها پیمایشی-توصیفی بوده است. در این تحقیق جامعه آماری شامل مدیران کسب و کار‌های درحال رشد ، واقع در پارک علم و فناوری خراسان در حوزه مشهد بود که 90 نفر به روش در دسترس بعنوان نمونه در مطالعه شرکت کردند. ابزار تحقیق برای مولفه‌های متغیر مستقل، پرسشنامه ای با 21 گویه، برای متغیر میانجی، پرسشنامه ای با 13 گویه و برای متغیر وابسته پرسشنامه ای با 10 گویه در مقیاس 5 گزینه ای لیکرت بود که روایی و پایایی آن در این مطالعه مورد بررسی و تایید قرار گرفته است.&#13;
 یافته ها: تحلیل داده‌ها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری توسط نرم‌افزار SmartPLS انجام شد. نتایج نشان داد که فرضیات تحقیق مورد تایید بودند.&#13;
نتیجه گیری: انعطاف‌پذیری مالی در تاثیر ویژگی‌های کارآفرینان بر عملکرد مالی نقش میانجی داشته و همچنین شایستگی، دانش مالی و تحمل ریسک کارآفرینان بر انعطاف‌پذیری مالی آنها تاثیرگذار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تفکر طراحی و عملکرد سرمایه‌گذاری‌های پلتفرمی: نقش منطق‌های تصمیم‌گیری و قابلیت‌های دیجیتال</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_245697.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تفکر طراحی و منطق‌های تصمیم‌گیری شامل اثرسازی و علیت بر عملکرد سرمایه‌گذاری مبتنی بر پلتفرم، با نقش میانجی قابلیت‌های دیجیتال انجام شده است. در دهه اخیر، گسترش پلتفرم‌های دیجیتال به‌عنوان بسترهای نوآورانه کسب‌وکار، نقش مهمی در تحول مدل‌های کارآفرینی و سرمایه‌گذاری ایفا کرده است. در چنین محیط‌های پیچیده و پویایی، تصمیم‌گیری کارآفرینان تحت تأثیر دو منطق اصلی اثرسازی و علیت قرار دارد. از سوی دیگر، تفکر طراحی به‌عنوان رویکردی انسان‌محور و مسئله‌محور، می‌تواند این منطق‌های تصمیم‌گیری را تقویت کرده و زمینه شکل‌گیری قابلیت‌های دیجیتال را فراهم سازد. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش کرده است تا نقش هم‌زمان این متغیرها را در بهبود عملکرد سرمایه‌گذاری‌های مبتنی بر پلتفرم تبیین نماید.&#13;
روش: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی است. جامعه آماری شامل بنیان‌گذاران و مدیران استارتاپ‌های دارای قابلیت‌های دیجیتال بوده است. نمونه آماری با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی و بر اساس 196 پرسشنامه معتبر انتخاب شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار SmartPLS 3 و روش مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. برای ارزیابی برازش مدل، شاخص‌های GOF و SRMR مورد استفاده قرار گرفت. مقدار GOF برابر با 0.621 و مقدار SRMR برابر با 0.061 به دست آمد که نشان‌دهنده برازش مطلوب مدل ساختاری و اندازه‌گیری است. این نتایج اعتبار مدل مفهومی پژوهش را تأیید می‌کنند.&#13;
یافته ها: یافته‌ها نشان داد که تفکر طراحی تأثیر مثبت و معناداری بر هر دو منطق اثرسازی و علیت دارد. همچنین اثرسازی و علیت هر دو تأثیر مثبت و معناداری بر قابلیت‌های دیجیتال و عملکرد سرمایه‌گذاری دارند. در نهایت، قابلیت‌های دیجیتال نیز نقش میانجی مهمی در بهبود عملکرد سرمایه‌گذاری ایفا کردند&#13;
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تفکر طراحی به‌عنوان یک رویکرد نوآورانه، می‌تواند هر دو منطق اثرسازی و علیت را در فرآیند تصمیم‌گیری کارآفرینان تقویت کند. این امر نشان می‌دهد که برخلاف برخی دیدگاه‌های سنتی که این دو منطق را متضاد می‌دانند، در محیط‌های پلتفرمی امکان هم‌زیستی و تعامل این دو رویکرد وجود دارد. همچنین یافته‌ها نشان داد که قابلیت‌های دیجیتال نقش کلیدی در تبدیل منطق‌های تصمیم‌گیری به عملکرد واقعی سرمایه‌گذاری ایفا می‌کنند. این پژوهش همچنین نشان داد که شرکت‌های مبتنی بر پلتفرم در محیط‌های پیچیده و پرعدم‌قطعیت، نیازمند ترکیبی از آزمایش‌گری (اثرسازی) و برنامه‌ریزی (علیت) هستند تا بتوانند از فرصت‌های دیجیتال بهره‌برداری کنند. در نهایت، این مطالعه بر اهمیت توسعه قابلیت‌های دیجیتال به‌عنوان یک عامل میانجی حیاتی تأکید کرده و نشان می‌دهد که بدون این قابلیت‌ها، حتی تفکر طراحی و منطق‌های تصمیم‌گیری نیز تأثیر محدودی بر عملکرد خواهند داشت. به‌طور کلی، این پژوهش با ترکیب سه حوزه تفکر طراحی، منطق‌های تصمیم‌گیری و قابلیت‌های دیجیتال، چارچوبی یکپارچه برای تحلیل عملکرد سرمایه‌گذاری‌های مبتنی بر پلتفرم ارائه می‌دهد و می‌تواند به توسعه ادبیات کارآفرینی دیجیتال و مدیریت نوآوری کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر جهت گیری کارآفرینی و نوآوری بازاریابی دیجیتال بر عملکرد شرکت با نقش واسطه ای توسعه محصول جدید و قابلیت بازاریابی و تعدیلگری پویایی محیطی (مورد مطالعه: شرکت کاله)</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_245701.html</link>
      <description>هدف: نوآوری در بازاریابی دیجیتال و جهت‌گیری کارآفرینانه از عوامل کلیدی ارتقای عملکرد شرکت‌ها محسوب می‌شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر جهت‌گیری کارآفرینانه و نوآوری بازاریابی دیجیتال بر عملکرد شرکت، با در نظر گرفتن نقش میانجی توسعه محصول جدید و قابلیت بازاریابی و همچنین نقش تعدیل‌گر پویایی محیطی، انجام شد.روش‌شناسی :این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی&amp;amp;ndash;علّی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان واحدهای تحقیق و توسعه، بازاریابی، بازرگانی، فروش، طرح و برنامه شرکت کاله با حداقل سه سال سابقه کار بود. نمونه‌گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و بر اساس جدول مورگان، از جامعه 3800 نفری، تعداد 348 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری و برای تحلیل روابط بین متغیرها از روش حداقل مربعات جزئی (PLS) و نرم‌افزار Smart PLS استفاده شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که جهت‌گیری کارآفرینانه تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد شرکت، توسعه محصول جدید و قابلیت بازاریابی دارد. همچنین نوآوری بازاریابی دیجیتال تأثیر مثبت و معناداری بر قابلیت بازاریابی و عملکرد شرکت دارد. توسعه محصول جدید و قابلیت بازاریابی نیز بر عملکرد شرکت تأثیر مثبت و معناداری نشان دادند. افزون بر این، نقش میانجی توسعه محصول جدید و قابلیت بازاریابی در روابط مذکور تأیید شد؛ اما نقش تعدیل‌گری پویایی محیطی مورد تأیید قرار نگرفت.نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که جهت‌گیری کارآفرینانه و نوآوری بازاریابی دیجیتال از طریق تقویت توسعه محصول جدید و قابلیت بازاریابی، می‌توانند به بهبود عملکرد شرکت کمک کنند. با این حال، پویایی محیطی تأثیر معناداری در تعدیل این روابط نداشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات متقابل کنشگران نظام ملی نوآوری ایران با استفاده از روش دیمتل فازی</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_227848.html</link>
      <description>هدف: این تحقیق با هدف بررسی روابط بین کنشگران تشکیل‌دهنده نظام ملی نوآوری ایران مبتنی بر حقوق و تکالیف این کنشگران، انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از نظر نحوه گردآوری داده‌ها، توصیفی است. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان در حوزه تحقیق شامل اساتید دانشگاه، سیاست‌گذاران و مدیران مرتبط با حوزه پارک‌های علم و فناوری، کارافرینان و مدیران شرکت‌های دانش بنیان، بود که تعداد 15 نفر بر اساس نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته‌ها: پس از شناسایی کنشگران نظام ملی نوآوری ایران و تعیین حقوق و تکالیف هریک از آنها در این نظام با استفاده از نظر خبرگان و با تکنیک دلفی فازی 5 کنشگر اصلی تاثیر گذار شناسایی و 17 حق و تکالیف برای کنشگران تعیین گردید. سپس با تکنیک دیمتل فازی ارتباط و روابط علی بین این کنشگران بررسی شد. نتایج نشان داد آشنایی با قوانین ثبت اختراع، مالکیت معنوی و نوآوری فناورانه، نظارت بر حسن اجرای قوانین ثبت اختراع، مالکیت معنوی و حمایت از بومی&amp;amp;rlm;سازی و تسهیل قوانین تعاملات دانش و فناوری و حمایت از بومی‌سازی، به‌ترتیب بیشترین قدرت تاثیرگذاری را دارا هستند. همچنین تدوین برنامه‌های تشویقی برای نوآوری فناورانه، انجام تحقیقات بازار و تعامل با سایر همکاران و کانال‌های فروش و تدوین برنامه‌های تشویقی برای نوآوری فناورانه به ترتیب کم‌ترین قدرت تاثیرگذاری را دارا هستند. نتیجه‌گیری: زمانی نظام ملی نوآوری به حالت مطلوب در می‌آید که تمام حقوق و تکالیف شناسایی شده، به‌درستی و کامل اجرا گردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعه چارچوبی برای نوآوری در مدل‌های کسب‌وکار فناوری‌محور: مرور سیستماتیک بر ادبیات موجود</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_223824.html</link>
      <description>هدف: نوآوری مدل کسب‌وکار فناوری‌محور به‌عنوان ابزاری کلیدی برای ایجاد ارزش، مزیت رقابتی و سازگاری با محیط‌های پویای فناوری شناخته می‌شود. با افزایش اهمیت این حوزه در مطالعات مدیریتی، نیاز به چارچوبی جامع که ابعاد مختلف این نوع نوآوری را پوشش دهد، احساس می‌شود. از اینرو هدف این تحقیق، ارائه چارچوبی جامع برای نوآوری مدل کسب‌وکار فناوری‌محور بر اساس یک مرور سیستماتیک ادبیات است. روش: روش پژوهش از نوع کیفی و مرور سیستماتیک ادبیات است. در این پژوهش 328 مقاله بررسی و در نهایت بعد از چند مرحله غربالگری 21 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شد.&#13;
 یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که نوآوری مدل کسب‌وکار فناوری‌محور شامل سه بُعد اصلی است: ابعاد فنی و فناورانه، ابعاد ارزش‌آفرینی و ابعاد پایداری. این ابعاد از طریق معیارهایی نظیر قابلیت‌های فناورانه، پیشنهاد ارزش، و پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی تعریف می‌شوند. عوامل مؤثر بر این نوآوری به چهار دسته تقسیم می‌شوند: عوامل داخلی سازمان، عوامل خارجی سازمان، عوامل مرتبط با اطلاعات و دانش، و عوامل مرتبط با پلتفرم و زیرساخت. علاوه بر این، راهبردهای نوآوری مدل کسب‌وکار شامل راهبردهای مبتنی بر فناوری، یادگیری و انطباق، مشتری و بازار، و ارزش‌ها و پایداری می‌باشد. پیامدهای نوآوری مدل کسب‌وکار فناوری‌محور نیز در عملکرد شرکت، مزیت رقابتی، پایداری و بهبود تجربه مشتری تبلور می‌یابد.&#13;
نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که نوآوری مدل کسب‌وکار فناوری‌محور یک رویکرد چندبُعدی است که نیازمند مدیریت هماهنگ عوامل داخلی و خارجی، بهره‌برداری از اطلاعات و دانش و تقویت زیرساخت‌های دیجیتال است. چارچوب پیشنهادی می‌تواند به پژوهشگران و مدیران در درک بهتر این حوزه و طراحی راهبردهای نوآورانه کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>«نقش رسانه‌های اجتماعی در توسعه پایدار: بررسی تأثیر کارآفرینی دیجیتال، جمع‌سپاری مالی، شبکه‌سازی حرفه‌ای و آگاهی محیط‌زیستی با رویکرد مدل‌سازی ساختاری و معادلات ساختاری»</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_229582.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی نقش رسانه‌های اجتماعی در ارتقای نوآوری اجتماعی و اقتصادی با هدف دستیابی به توسعه پایدار در کلان‌شهر تهران می‌پردازد. این مطالعه با بهره‌گیری از روش ترکیبی مدل‌سازی معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM)، به تحلیل روابط میان متغیرهایی همچون کارآفرینی دیجیتال، جمع‌سپاری مالی، شبکه‌سازی حرفه‌ای و آگاهی زیست‌محیطی پرداخته است. جامعه آماری شامل ۱۵۰ نفر از خبرگان حوزه‌های رسانه‌های اجتماعی، توسعه پایدار و کارآفرینی دیجیتال بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. نتایج نشان داد که رسانه‌های اجتماعی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی توسعه پایدار تأثیرگذار هستند. مدل ISM آشکار ساخت که «چالش اطلاعات نادرست» متغیر ریشه‌ای مؤثر بر سایر مؤلفه‌هاست. همچنین تحلیل PLS-SEM حاکی از آن است که شبکه‌سازی حرفه‌ای، بیشترین تأثیر را بر ارتقای آگاهی زیست‌محیطی دارد. یافته‌های این پژوهش تأکید می‌کند که برای بهره‌برداری مؤثر از ظرفیت رسانه‌های اجتماعی در راستای توسعه پایدار، لازم است راهکارهایی در جهت مقابله با انتشار اطلاعات نادرست، ارتقای سواد رسانه‌ای و تقویت زیرساخت‌های دیجیتال طراحی و اجرا شود. این مطالعه با ارائه الگویی ساختاری-تلفیقی، درک جامعی از مکانیزم‌های تأثیرگذاری رسانه‌های اجتماعی بر توسعه پایدار فراهم می‌آورد و می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری‌های آگاهانه در این حوزه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی بسترهای شناختی دلایل شکست زنان کارآفرین</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_229898.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی مؤثر بر شکست زنان کارآفرین در حوزه صنایع‌دستی فرهنگی در شهر اراک است. این مطالعه با بهره‌گیری از رویکرد ترکیبی اکتشافی (کیفی-کمی-کمی) انجام شد. در مرحله نخست، با انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 17 نفر از زنان کارآفرین فعال در اراک، 14 عامل اولیه مؤثر بر شکست استخراج گردید. سپس این عوامل با استفاده از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره بهترین بدترین توسط 12 نفر از همین کارآفرینان اولویت‌بندی شد. در نهایت، 9 عامل کلیدی شناسایی‌شده با استفاده از رویکرد نگاشت شناختی فازی مورد تحلیل روابط علی قرار گرفتند.
نتایج نشان داد «ضعف شناختی» در رأس عوامل شکست قرار داشته و به‌عنوان شاخص محوری شناخته شد. همچنین عواملی نظیر ضعف‌های دانشی و مهارتی، ضعف سرمایه اجتماعی، تنگنای نهادی و ضعف هویتی از اهمیت بالا برخوردارند و به‌صورت علی و شبکه‌ای با یکدیگر در ارتباط هستند.
نتایج بیانگر آن است که ریشه بسیاری از شکست‌ها در عوامل نرم و درونی نظیر شناخت، هویت و سرمایه اجتماعی نهفته است. این یافته‌ها بر ضرورت طراحی مداخلات آموزشی، سیاست‌گذاری فرهنگی بومی، و تقویت زیرساخت‌های نهادی و حمایتی تأکید دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر اشتیاق و جهت گیری بر رفتار کارآفرینانه با نقش تعدیلگر سبک های تفکر</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_243920.html</link>
      <description>رفتار کارآفرینانه نتیجه شناخت و احساسات کارآفرینانه است، نحوه تفکر و احساس افراد به طور مستقیم بر رفتار کارآفرینانه تأثیر می گذارد . بنابراین درک رفتار کارآفرینان می تواند به ارتقا کارآفرینی کمک نماید. یکی از متغیرهای موثر بر رفتار کارآفرینانه، اشتیاق کارآفرینانه است که بر جهت گیری و رفتار کارآفرینانه تاثیر دارد. جهت گیری کارآفرینانه فرآیندها، و فعالیت‌های تصمیم‌گیری است که منجر به ورود به موقعیت‌های جدید می‌شود به عنوان یک پیش‌ران اصلی بر رفتار کارآفرینانه اثر می‌گذارد. با این حال رفتارهای افراد کارآفرین به تنهایی تحت تاثیر عوامل پیرامونی نبوده و عوامل ذهنی و سبک تفکر  فرد نیز بر آن تاثیر دارد در واقع اگرچه کارآفرینان باید در تصمیم گیری های روزمره منطقی فکر کنند، عناصر غیرخطی مانند سیستم های پردازش اطلاعات احساسی، شهودی و ناخودآگاه نیز به طور قابل توجهی بر رفتار آنها تاثیر دارد. این تحقیق به بررسی تأثیر اشتیاق کارآفرینانه بر رفتار کارآفرینانه با میانجی‌گری جهت گیری کارآفرینانه و نقش تعدیل‌گر سبک های تفکر خطری و غیرخطی می پردازد. به منظور انجام یک بررسی کاربردی با رویکرد کمّی و استفاده از روش گردآوری اطلاعات توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل 152 پرسشنامه اخذشده از بنیان‌گذاران شرکت‌های دانش‌بنیان در ایران می‌شود. نتایج نشان می‌دهند که اشتیاق مثبت و معناداری بر جهت‌گیری کارآفرینانه دارد و جهت‌گیری نیز به طور مستقیم تأثیر مثبت بر رفتار کارآفرینانه دارد. همچنین، اشتیاق به عنوان نیروی حمایتی در تداوم و پیشرفت کارآفرینی نقش مهمی دارد. شایان ذکر است که سبک تفکر غیرخطی تعدیل‌کننده اثر اشتیاق بر جهت‌گیری و رفتار کارآفرینانه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بیبلیومتریک پژوهش‌های مربی‌پذیری کارآفرینانه با تاکید بر روندها، خوشه‌ها و شکاف‌های پژوهشی</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_245710.html</link>
      <description>هدف: با توجه به نقش فزایندۀ مربی‌گری در توسعۀ استارتاپ‌ها و اکوسیستم‌های کارآفرینی، مفهوم مربی‌پذیری به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی اثربخشی تعامل میان کارآفرین و مربی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است؛ با این حال، ادبیات این حوزه پراکنده بوده و فاقد یک تصویر جامع از مسیر تحول علمی آن است. هدف این مقاله، ترسیم ساختار دانش و شناسایی جریان‌ها و شکاف‌های پژوهشی حوزۀ «مربی‌پذیری کارآفرینانه» از طریق تحلیل بیبلیومتریک است.
روش: با استفاده از تحلیل بیبلیومتریک بر مبنای داده‌های استخراج‌شده از پایگاه‌ Scopus و ابزار VOSviewer، روندها، شبکۀ نویسندگان، خوشه‌های مفهومی و آثار شاخص حوزۀ مربی‌پذیری کارآفرینانه مورد بررسی قرار گرفتند. 
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که ادبیات مربی‌پذیری کارآفرینانه عمدتا در چهار خوشۀ «پیشران‌ها و پیامدهای مربی‌پذیری کارآفرینانه»، «ارتباط تامین مالی استارتاپ‌ها و مربی‌پذیری»، «ویژگی‌های مربی و متربی در فرایند توسعۀ استارتاپ‌ها» و «رابطۀ مربی‌گری و مربی‌پذیری» متمرکز است و از سال 2018 به بعد رشد چشمگیری داشته است. همچنین، شکاف‌هایی نظیر نبود مدل‌های یکپارچه، کمبود ابزارهای سنجش مربی‌پذیری و فقدان مطالعات بومی شناسایی شد. 
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش ضمن شناسایی خوشه‌ها و شکاف‌های پژوهشی مفهوم مربی‌پذیری کارآفرینانه، پیشنهادهایی برای مربیان، سیاست‌گذاران اکوسیستم کارآفرینی و طراحان برنامه‌های شتاب‌دهی ارائه می‌دهد و می‌تواند مبنایی برای جهت‌دهی پژوهش‌های آتی و طراحی مداخلات موثر در اکوسیستم کارآفرینی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر ابعاد کارآفرینی استراتژیک بر هوشمندی رقابتی با نقش میانجی تشخیص فرصت کارآفرینانه؛ مطالعه موردی شرکت‌های فناور مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران</title>
      <link>https://journal.iransaei.ir/article_247240.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین تأثیر ابعاد کارآفرینی استراتژیک بر هوشمندی رقابتی در شرکت‌های فناور مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران، با در نظر گرفتن نقش میانجی تشخیص فرصت کارآفرینانه انجام شده است. در این راستا، ابعاد کارآفرینی استراتژیک شامل ذهنیت کارآفرینانه، فرهنگ کارآفرینانه، مدیریت استراتژیک منابع و به‌کارگیری خلاقیت مورد بررسی قرار گرفت.
روش‌شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت داده‌ها، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۱۲ نفر از مدیران شرکت‌های فناور مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران بود که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبی، ۸۶ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های استاندارد گردآوری شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و آزمون مدل مفهومی پژوهش، از نرم‌افزار SPSS و روش مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد Smart PLS استفاده گردید.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد کارآفرینی استراتژیک شامل ذهنیت کارآفرینانه، فرهنگ کارآفرینانه، مدیریت استراتژیک منابع و به‌کارگیری خلاقیت، تأثیر مثبت و معناداری بر هوشمندی رقابتی شرکت‌های فناور دارند. 
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش، می‌توان نتیجه گرفت که کارآفرینی استراتژیک یکی از عوامل کلیدی در ارتقای هوشمندی رقابتی شرکت‌های فناور است. شرکت‌هایی که از ذهنیت و فرهنگ کارآفرینانه برخوردارند، منابع خود را به‌صورت راهبردی مدیریت می‌کنند و خلاقیت را در فرآیندهای سازمانی به‌کار می‌گیرند، توان بیشتری در شناسایی فرصت‌های کارآفرینانه و تبدیل آن‌ها به اطلاعات رقابتی ارزشمند خواهند داشت.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
